مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
220
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> . . . اين چنين نيست كه همهء أصحاب پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم پاسخ سئوالات خود را درك مىكردند ، بلكه عدهاى سئوال مىكردند وپاسخ را نمىفهميدند وبراي درك مطلب دو باره نمىپرسيدند ، حتى دوست داشتند شخص غريب يا بيابانى از پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم چيزى بپرسد وآنها جواب پيامبر را بشنوند . علي عليه السلام در ادامهء سخنانش چنين فرمود : من ، هر روز وهر شب ، يك مجلس خصوصي با پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم داشتم . به طور خصوصي با من سخن مىگفت ، هر جا پيامبر مىرفت با أو مىگرديدم . از طرفي أصحاب پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم هم مىدانستند كه اين كار را جز من انجام نمىدهد . چه بسا اين ديدار در منزل من بود ، لكن اگر براي ديدار به منازل آن حضرت مىرفتم به همسرانش دستور مىداد تا خارج شوند به طورى كه جز من واو كسى در خانه نمىماند . البتة هنگامى كه براي ملاقاة به منزل من مىآمد ، فاطمه ودو فرزندم از مجلس ما برنمىخاستند ، اگر سئوال مىكردم جواب مىفرمود واگر ساكت بودم ويا مسائلم را مطرح مىكردم آن حضرت گفت وگو را شروع مىكرد . هيچ آيهاى به پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم نازل نشد مگر اين كه آن را براي من مىخواند . ومن با خط خويش آن را مىنوشتم . واز خدا مىخواست تا آن را تفهيمم كرده ودر حفظ من قرار دهد . از هنگامى كه آيات قرآن را حفظ كردهام هيچ يك از آنها را فراموش نكردهام ونيز تأويل آيات را به من ياد مىداد . من هم آن را حفظ مىكردم وبرايم مىخواند ومن مىنوشتم . آنچه خداوند به وى تعليم نموده بود از حلال وحرام ، أوامر ونواهى ، أطاعت ومعصيت آن چه كه بود يا خواهد بود ، تا روز قيامت ، به من آموخت ومن آن را حفظ كردم وحتى يك حرف از آن را فراموش نكردهام . سپس پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم دست بر سينهام گذاشت وبه درگاه خداوند دعا كرد كه قلبم را از علم ، فقه ، فهم ، حكم ونور سرشار گرداند . از خداوند خواست تا مرا آن طور بياموزد كه جهلي به من راه نيابد وآنطور مطالب را در ياد نگهدارم كه هيچگاه فراموش نكنم . بعد أمير المؤمنين عليه السلام فرمود : روزى به پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم عرض كردم : اى پيامبر خدا صلى الله عليه وآله وسلم ! از روزى كه برايم دعا كردهاى هيچ چيز از آن چه به من آموختهاى فراموش نكردهام ، پس چرا مىخوانى وبه من مىگويى آن را بنوسيم . آيا بيم از آن دارى كه آن را فراموش كنم . حضرت فرمود : نه برادرم ، چگونه دربارهء تو از فراموشى وناداني ترس داشته باشم ، در حالي كه خداوند به من خبر داده كه دعاى مرا دربارهء تو وشريكهاى تو كه بعداً مىآيند أجابت نموده است . . . . پرسيدم : اى پيامبر خدا ، شريكهاى من كيانند ؟ فرمود : همان كساني كه خداوند نام آنان را با نام خود ونام من مقرون كرده است ، همان كساني كه خداوند دربارهء آنان فرموده : « يا أيُّها الّذينَ آمنُوا أطيعوا اللَّه وأطيعوا الرّسول وأولي الأمر منكُم » ، يعنى : « اى كساني كه ايمان آورديد ، از خدا وپيامبر وصاحبان امر ( مقام امامت ) از ميانتان أطاعت كنيد » ، وفرموده : « اگر در موردى اختلافى رخ داد مطلب را به خدا وپيامبر صلى الله عليه وآله وسلم وصاحبان مقام امامت ارجاع نمائيد . » پرسيدم : اى رسول خدا ، اينان كيستند ؟ فرمود : اينان جانشينان منند . تا وقتي بر سر حوض كوثر بر من وارد شوند ، همهشان هدايت كننده وهدايت شدهاند . حيلهء كساني كه دربارهء آنان مكارى مىكنند ضررى